|
حرفایی از جنس بارون
|
فهمیده ام برای به خطا نرفتن باید عاشق بود. عاشق خدا. عشق تنها چیزیه که اجازه نمیده خلاف نظر معشوق کاری انجام بدیم.
[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 9:13 ] [ مصطفي ]
[ ]
“… دوست داشتن از عشق برتر است. عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی، اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیشتر از غریزه آب میخورد و هرچه از غریزه سرزند بیارزش است و دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج مییابد…”
[ سه شنبه چهارم بهمن 1390 ] [ 19:11 ] [ مصطفي ]
[ ]
اگر امروز هیچ کس به تو نگفت دوست ات دارد، با آدم های نامناسب در ارتباطی.
[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 10:7 ] [ مصطفي ]
[ ]
یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید . من که نمی خواهم موشک هوا کنم. می خواهم در روستایمان معلم شوم. دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هوا کنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول، ولی تو نمی توانی به من قول بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا، نخواهد موشک هوا کند !!! یادش گرامی و روحش شاد
[ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ] [ 8:32 ] [ مصطفي ]
[ ]
روزی مجنون از روی سجاده شخصی عبور کرد مرد نماز را شکست و گفت: مردک در حال راز و نیاز با خدا بودم برای چه این رشته را بریدی ؟ مجنون لبخندی زد و گفت : عاشق بنده ای بودم و تو را ندیدم تو عاشق خدا بودی چطور مرا دیدی؟
[ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ] [ 7:59 ] [ مصطفي ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |